یار دبستانی
محيط بسته ي مدرسه و محيط باز جامعه 
قالب وبلاگ
لینک دوستان

اینهم گل پسرم عرفان که اصرار داشت براش یه وبلاگ درست کنم.....

وبلاگ بهشت گلها:www.erfanmir.blogfa.com

 

[ یکشنبه چهارم اسفند 1392 ] [ 20:35 ] [ ابراهیم میر ]

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پريسا دنياي شكلك هاپریسا دنیای شکلک ها   www.sheklakveblag.blogfa.com/پریسا دنیای شکلک ها http://sheklakveblag.blogfa.com/

به کلاس اول الف

[ سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 ] [ 22:31 ] [ ابراهیم میر ]

ترس از محیط مدرسه - ترس از بچه های بزرگ تر - ترس از بزرگ شدن - ترس از رها شدن
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

 

http://class-avvali.persianblog.ir/منبع

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه ششم مرداد 1393 ] [ 17:22 ] [ ابراهیم میر ]
بنا به درخواست مکرر همکاران علاقمند به محتواسازی برای تشکیل دوره ی مجازی تولید محتوای الکترونیکی با نرم افزار فلش....

http://moghanaraz.blogfa.com/


ادامه مطلب
[ جمعه سوم مرداد 1393 ] [ 0:46 ] [ ابراهیم میر ]

امروز صبح در مسیر لامرد به دهشیخ با سرعت مجاز و رعایت تمام اصول راهنمایی و رانندگی از ماشین پلیس راهنمایی و رانندگی ، سبقت گرفتم.باور بفرمایید که انگار به حضرات توهین شده بود. چند صد متر جلوتر آژیر کشان و تابلو زنان ما را نگه داشتند و بدون اینکه از خودرو پیاده شوند، قبض جریمه را تقدیم اینجانب کردند به جرم اینکه سرعت شما 95 کیلومتر بوده...هر چی گفتیم بابا (جناب آقای خ....)شما اشتباه می کنید ، مگه گوش شنوایی بود.رفتم مکانیکی ، کیلومتر ماشینم رو نشون دادم ، گفتند سالمهمن مطمئنم که سرعتم مجاز بود ولی ....پس مواظب سبقت باشید.البته هدف زحمت کشان راهنمایی ، حفظ سلامت ماست!!!

12.gif

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 0:19 ] [ ابراهیم میر ]

 

 
[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 23:38 ] [ ابراهیم میر ]

آیا تابحال یک سرقت واقعی را از نزدیک دیده اید ؟

به نحوۀ ایستادن زن روسری قهوه ای و تشخیص اینکه چه زمانی روسری اش را باز کند و سرقت را پوشش دهد و شلوغ کاری در آوردن و سرگرم نمودن صاحب طلافروشی با کار کردن با ماشین حساب ، توجه کنید.

لطفا شکیبا باشید تا تصویر لود شوید.

SerghatWwW.Kamyab.IR  سه همکار

[ سه شنبه سی و یکم تیر 1393 ] [ 23:34 ] [ ابراهیم میر ]

معما

             

ناپلئون میگه : حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش و چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش بایستی .  


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 14:27 ] [ ابراهیم میر ]
یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 ] [ 13:35 ] [ ابراهیم میر ]
فرقی نمی کند شیرین باشید یا تلخ ، این ملت شما رامی خورند .بحث شرعی حلال و حرام آن را من نمی دانم.(قاعدتا با توجه به زحماتی که بچه های خدوم شهرداری در آبیاری و مواظبت از این نخل ها کشیده اند ، این دخل و تصرف باید حق قانونی آنها باشد.)نچینید بابارحم کنیدعجب .....

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 23:53 ] [ ابراهیم میر ]
اولیاء محترم کلاس اول این خمیر بازی را درست کنند تا عضلات دست بچه ها برای مهرماه آماده شود.طرز تهیه ی خمیر بازی : این خمیر را به راحتی میتوان در منزل تهیه کرد . دستور ساخت :

1 واحد نمک ، 4 واحد آرد گندم ، یک چهارم واحد روغن و به اندازه ی کافی آب و برای رنگی شدن می توان از رنگ های خوراکی استفاده کرد.

[ چهارشنبه هجدهم تیر 1393 ] [ 2:19 ] [ ابراهیم میر ]
دیروز رفتیم ماهی بخریم.:

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 20:7 ] [ ابراهیم میر ]

منطقه ی ساخت پروزه ی آموزشگاه ابوفاضل(ع) چنان آرام است که شما هم به نظاره نشسته اید...

[ یکشنبه پانزدهم تیر 1393 ] [ 12:36 ] [ ابراهیم میر ]
[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 23:36 ] [ ابراهیم میر ]

حدود هشتصد و پنجاه پرونده ی پذیرش طرح سنجش برای بررسی نهایی ، جمع بندی و مشخص کردن افراد بازمانده از طرح سنجش مدارس شهرستان در منزل ، اوقات مرا بطور کامل پر کرده است.به نظر میرسد در دور دوم طرح سنجش که در مرداد یا شهریور برگزار خواهد شد ، حدود یکصد و شصت نفر دیگر پذیرش داشته باشیم.

[ جمعه سیزدهم تیر 1393 ] [ 14:52 ] [ ابراهیم میر ]

جدیدترین عکس ها از روند ساخت مدرسه ابوفاضل(ع)

 

[ پنجشنبه دوازدهم تیر 1393 ] [ 3:17 ] [ ابراهیم میر ]

[ یکشنبه هشتم تیر 1393 ] [ 20:44 ] [ ابراهیم میر ]
[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 0:46 ] [ ابراهیم میر ]

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 0:33 ] [ ابراهیم میر ]

امروز پایگاه سنجش در مرکز دهستان سیگار برگزار شد.بچه ها دو بار صبحانه خوردند.ناهار هم مدیر مدرسه زحمتش کشیدند.(حاجی مجید زارعی)لطف عکسای یادگاری هم به حضور خودم در صحنه بود 

[ پنجشنبه پنجم تیر 1393 ] [ 0:20 ] [ ابراهیم میر ]
[ سه شنبه سوم تیر 1393 ] [ 21:16 ] [ ابراهیم میر ]
روز دوشنبه طرح سنجش نوبت مدارس امام حسین و هجرت بود.شلوغ تر از همیشه.داد همه ی همکاران در آمد.فقط من ماندم و مدیر مثل همیشه ....قوی و باانگیزهفقط وقتی آمدیم در رو ببندیم ، دیدم چند تا شناسنامه توی راهرو سالن افتادهسریع زنگ زدم به صاحبش،گفت الان اومدمبعد از ربع ساعت دو بچه ی هفت ، هشت ساله فرستاده بودندخدایا من سر دو راهی قرار گرفته بودمشیطونه می گفت بهشون بده تا برند ، اما فرشته ی درون بیدار بود و می گفت نه گم می کنندناچار با همدیگه راه افتادیم تا در خونه شون..دادم تحوبل و خیالم راحت شد.عجب پدر و مادرای پیدا میشن ...والا بخدااااااااا

[ سه شنبه سوم تیر 1393 ] [ 1:45 ] [ ابراهیم میر ]

[ سه شنبه سوم تیر 1393 ] [ 0:40 ] [ ابراهیم میر ]
[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 22:22 ] [ ابراهیم میر ]

[ دوشنبه دوم تیر 1393 ] [ 1:7 ] [ ابراهیم میر ]
امروز زودتر از همیشه عازم شدیم.تا منطقه ی چاهورز 60-50کیلومتر راه بود.همکاران صبح زود در اداره منتظر بودند.با سه ماشین راه افتادیم.مدرسه ی شهید توانا میزبان ما برای طرح سنجش بود.در حین کار چشمم به کفش مدیر افتاد که امروز افتتاحش کرده بود.معمولا  این ولخرجی ها از او ندیده بودمبه پاس این کار بستنی و آبمیوه پیاده شد.ساعت یازده برق رفتکار به کندی پیش رفت و ناهار در پیچ و خم کوچه ها گذشتیم و میهمان آقای ابراهیم زائری همکار عزیزمان شدیم.الان هم والیبال ایران و ایتالیا

[ یکشنبه یکم تیر 1393 ] [ 19:22 ] [ ابراهیم میر ]
روز دهم طرح سنجش نوبت به مدارس فروغ دانش و غدیر رسید.شلوغ ترین روز کاری را تا به امروز پشت سر گذاشتیم.ساعت یازده روی یک ضربه ی آبمیوه ی تاریخ گذشته ، من حالم به هم خورد.سرگیجه ، تهوع و بی حالی...آقای صادقی سریع رفت سراغ فروشنده....البته با یک شانی برگشت ولی حال من برنگشت...البته فوتبال هم حیف شد....داور...مسی...

[ شنبه سی و یکم خرداد 1393 ] [ 22:46 ] [ ابراهیم میر ]
امروز جمعه طرح سنجش نوبت مدارس هاجر و شهید شعبانی بود.ساعت هفت صبح مستقر شدیم.جمعیت زیادی نیامد.به اتفاق آقای مزارعی خاک گیر (فیلتر هوا) کولر گازی تمام کلاس ها را شستیم.وای انگار چند سالی بود ، دست نخورده بودند...بعدش یک هوای سرد و مطبوعی راستی صبحانه ساندویچ بود و فلافل و .... من که نخوردم ولی دوستان و همکاران .. آخه یکی نبود به این حضرات بگه ، ناسلامتی شما مجری طرح سلامتین

[ جمعه سی ام خرداد 1393 ] [ 23:24 ] [ ابراهیم میر ]
این روزها بیشتر مادران بچه های کلاس اول در تکاپوی این هستند که چه مسائلی  به بچه هایشان یاد بدهند تا آنها در کلاس اول موفق باشند......


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393 ] [ 18:21 ] [ ابراهیم میر ]

می دانم همه ی قیافه ها تکراریهاما همکاران را معرفی می کنم : آقای مرتضی مزارعی (شنوایی سنج ) آقایان داریوش حیدری و سلمان پاسلاری(آمادگی تحصیلی ) خانم ها غلامی و صابری (بینایی سنج و طرح سلامت) ، سربازمعلمان  مهدی صفری ( پسر رئیس)  ، علیرضا شیرپور و احمد قائدی  و آقای عزیز حاجی زاده مسئول پایگاه و من هم منشی اصلا همه کاره                                                                                             اینهم تشریف فرمایی امروز آقای صفری رئیس اداره با همکاران در پایگاه

امروز نوبت مدرسه حضرت زهرا (س) و شهید کشاورز بود.خوب بود.

[ چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393 ] [ 21:42 ] [ ابراهیم میر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بچه ها را دوست دارم و آرزویم سر بلندی تمام کودکانی است که به من سپرده می شوند . تلاش می کنم بتوانم از استعدادها و توانایی های آنان نهایت استفاده را بکنم . در خم یک کوچه نمانم . به فرزندانم بال و پر بدهم . آنها را پرواز بدهم.اجازه ندهم بمانند و بمانند.

اين روزها گويي انسانها بيشتر به دست يكديگر پير ميشوند تا به پاي يكديگر...


دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،
اهای ج م ا ع ت ...!!!
میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟
شما دقیقا چه رنگی هستید؟!


ديشب خدا داشت ميگريست!
من هم گريستم!
هر دو يك درد داشتيم،
آدمها!!!!!


دل است دیگر، خستــه میشود، بی حوصله میشــود، از روزگار، از آدمـــــــها، از خــودش، از این قابــها، از اثبات،از تـــــوضیــح، از کلماتـی که رابـطه ها را به گند میکشد،ازاین همه مهربانی کردن و نا مهربانی دیدن،از سنگ صبور بودن و آخــر هم مُهر سـنگ بودن خوردن،از زهـر حرف هایی که تـــا آخر عمــر آدم را مــی آزارد, خســــــــــــته ام


انسان ها هر از چند گاهی از جایی می افتند،از لبه ی پرتگاه،از پا،از نفس،از این ور بوم،از دماغ فیل،از چاله به چاه،از عرش به فرش،از چشم،ازچشم،ازچشم!!!!!


صبر کن سهراب!
گفته بودی قایقی خواهی ساخت
قایقت جا دارد؟؟؟
من هم از همهمه اهل زمین دلگیرم....


حواست بـہ دلت باشد . . .
آن را هر جای نگــذار!
ایــن روزها دل را میــدزدند . . .
بــعد که به دردشـان نـخــورد
به جـای صـــندوق پـستی
آنرا در سطل آشغال می اَندازند !
و تــو خوب مـیـدانی دلی که اَلمثنی شد!
دیــگر دِل نمـیشود. . .


اجازه ... ! اشک سه حرف ندارد ... ، اشک خیلی حرف دارد!!


کوفه خشکسالی شده بود. خیلی وقت بود باران نباریده بود آمدند پیش حضرت علی ایشان فرمودند:"به فرزندم حسین بگویید برایتان دعا کند."حضرت دعا کردند و باران بارید.خوشحال شدند و گفتند:" جبــــــران مــــــــیکنیـــــــــــم!!!"...


گفتند عینک سیاهت را بردار دنیا پر از زیباییست!!! عینک را برداشتم.. وحشت کردم از هیاهوی رنگها عینکم را بدهید میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم


نیستیم ! به دنیا می آییم... عکس یک نفره می گیریم ! بزرگ می شویم ، عکس دو نفره می گیریم ! پیر می شویم ، عکس یک نفره می گیریم … و بعد...
دوباره باز نیستیم ......!
در پایان پرواز را به خاطر بسپار که پرنده مردنیست....
امکانات وب